پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!

باد صبا خوش است شهیدان رشت را

از ماجرای قاتل ایشان خبرکند

این بیت را که از اثر طبع دیگریست

بر قبرشان نثار چو عقد گهرکند

«‌دیدی که خون ناحق پروانه شمع را»

«‌چندان امان نداد که شب را سحرکند»

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۶ - غولبنگر آن غول راکز هول او
  2. شمارهٔ ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟
  3. شمارهٔ ۷۸ - زبان سرخدرست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی
  4. شمارهٔ ۷۹بنگر بدان درخش که با قوت شمال
  5. شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پرویننهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب
  6. شمارهٔ ۸۱ - لطیفهمثقلی با من ز روی طنز گفت
  7. شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوششاهتمام و شوق اگر یاور شود
  8. شمارهٔ ۸۳ - پند پدرآن که کمتر شنید پند پدر
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.