پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۷۰ - این هم نماند

نماند درد و درمان هم نماند

نماند وصل و هجران هم نماند

بهارا غم مخورکاندر زمانه

نماند عیش و خذلان هم نماند

به تهران در منال ازیاد استخر

که رفت استخر وتهران هم نماند

شود ایران بسی آباد و ویران

همان آباد و ویران هم نماند

نپاید چین و ژاپون هم نپاید

نماند روس و آلمان هم نماند

نماند انگلیسی خردمند

همان هندوی نادان هم نماند

بمیرد مرغ و ماهی هم بمیرد

نماند وحش و انسان هم نماند

اگرچه دیر ماند نام نیکو

سرانجام ای پسر آن هم نماند

بتوفد پردهٔ این نجم ساکن

زمین گرد گردان هم نماند

بر این افراشته سقف مرصع

قنادیل فروزان هم نماند

بجز یک‌ذات کاصل کاینات است

صور و اسماء و اعیان هم نماند

بد و خوب‌ جهان اندر زوال است

پس‌ این‌ جنگ و جدال ما خیال ‌است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهرانهر شب میان خانه افسر زن ...
  2. شمارهٔ ۷۳ - نور مخفیدانشوران غرب نمودند اختراع
  3. شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!باد صبا خوش است شهیدان رشت را
  4. شمارهٔ ۷۵ - قطعه‌آسمان با کسی وفا نکند
  5. شمارهٔ ۷۶ - غولبنگر آن غول راکز هول او
  6. شمارهٔ ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟
  7. شمارهٔ ۷۸ - زبان سرخدرست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی
  8. شمارهٔ ۷۹بنگر بدان درخش که با قوت شمال
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.