پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد

چه یادگار نویسم من اندرین دفتر

که از کدورت دل خامه را قرار نماند

بدین خوشیم که از خوب و زشت کار جهان

به روزگار جز این چند یادگار نماند

یکی سوار درآمد به دشت و شوخی کرد

ولی دریغ که جز گرد از آن سوار نماند

تو ای رفیق که خواندی خط بهار امروز

بمان به کام دل خویش اگر بهار نماند

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۷۰ - این هم نماندنماند درد و درمان هم نماند
  2. شمارهٔ ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود راشنیدم در امریکا گروهی
  3. شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهرانهر شب میان خانه افسر زن ...
  4. شمارهٔ ۷۳ - نور مخفیدانشوران غرب نمودند اختراع
  5. شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!باد صبا خوش است شهیدان رشت را
  6. شمارهٔ ۷۵ - قطعه‌آسمان با کسی وفا نکند
  7. شمارهٔ ۷۶ - غولبنگر آن غول راکز هول او
  8. شمارهٔ ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.