پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۶۶ - بهار و تیمورتاش‌

صدر اعظم حضرت تیمورتاش

بشنود یک نکته از این مستمند

حق‌ صحبت‌ هست‌ حقی‌ معتبر

بود می‌باید بدین حق پای‌بند

بنده‌ را با خواجه حق صحبت است

صحبتی دیرینه و بی‌زرق و فند

دوست در سختی بباید پایمرد

واندر این معنی روایاتی است چند

خود تو دانی بوده‌ام در این دو سال

پایکوب انزوا و حبس و بند

گه به چنگ شحنگانی دیوخوی

گه اسیر ناکسانی خودپسند

جاهلان خشنود و من مانده غمی

ناکسان بر کار و من مانده نژند

ورنه بر هنجار بودم پیش از این

یافتم زین انزوا و بند پند

فکر من دعوی آزادی گذاشت

کلک‌ من شمشیر حریت فکند

مردی و آزادگی در طبع من

چون‌ زنان افکند بر رخ روی‌بند

مرگ و پیری همچو گرگ گرسنه

می‌زند هر دم به رویم زهرخند

محنت و تیمار مشتی کودکان

بر دلم پیکان زهرآگین فکند

روزگارم دست استغنا ببست

آسمانم ریشهٔ مردی بکند

قصه کوته‌، بین چه گوید بنت کعب

قطعه‌ای چون همت صوفی بلند:

«‌عاشقی خواهی که تا پایان بری

بس که بپسندید باید ناپسند

زشت باید دید و انگارید خوب

زهر باید خورد و انگارید قند

توسنی کردم ندانستم همی

کز کشیدن سخت‌تر گردد کمند»

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شدچه یادگار نویسم من اندرین دفتر
  2. شمارهٔ ۶۹ - مطایبهبهر بهار بازو و کون و کفل نماند
  3. شمارهٔ ۷۰ - این هم نماندنماند درد و درمان هم نماند
  4. شمارهٔ ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود راشنیدم در امریکا گروهی
  5. شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهرانهر شب میان خانه افسر زن ...
  6. شمارهٔ ۷۳ - نور مخفیدانشوران غرب نمودند اختراع
  7. شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!باد صبا خوش است شهیدان رشت را
  8. شمارهٔ ۷۵ - قطعه‌آسمان با کسی وفا نکند
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.