پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۶۵ - اشک غم

حسین دانش آن سرخیل ابرار

که در عالم به دانایی علم شد

درختی سایه گستر بود افسوس

که پیش تندباد مرگ خم شد

ز بنیان ادب رکنی فرو ریخت

ز بستان هنر نخلی قلم شد

دل روشندلان از فرقت وی

قرین حرقت و رنج و الم شد

نپنداری که دانش از میان رفت

وجودش سوی اقلیم عدم شد

نمی آب از یم ایجاد برخاست

تکاپو کرد و آخر سوی یم شد

وجودش‌ با وجود گل قرین کشت

مزاجش با مزاج دهر ضم شد

دلم سوزد به حال اهل تحقیق

که فردی کامل از آن جمع کم شد

به‌مرگ او «‌بهار» اشگ غم افشاند

همان بر تربت پاکش رقم شد

بیا تا اشگ غم بر وی فشانیم

که تاریخ وفاتش «‌اشک غم‌» شد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۷ - صبر و ثباتمرد باید که ز گشت فلک و اختر
  2. شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شدچه یادگار نویسم من اندرین دفتر
  3. شمارهٔ ۶۹ - مطایبهبهر بهار بازو و کون و کفل نماند
  4. شمارهٔ ۷۰ - این هم نماندنماند درد و درمان هم نماند
  5. شمارهٔ ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود راشنیدم در امریکا گروهی
  6. شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهرانهر شب میان خانه افسر زن ...
  7. شمارهٔ ۷۳ - نور مخفیدانشوران غرب نمودند اختراع
  8. شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!باد صبا خوش است شهیدان رشت را
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.