پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۶۲ - حسب حال

شه شبهه نمود درحق من

بگذار در اشتباه باشد

ای کاش چو من هر آدمی را

توفیق چنین گناه باشد

من دانایی ضعیفم و وی

بر دانا کینه‌خواه باشد

من بی کسم و فقیر و او را

خیل و خدم و سپاه باشد

من مانده فقیر و ناکسان را

آسایش و مال و جاه باشد

اجلاف‌، سفیدبخت و احرار

گو طالعشان سیاه باشد

از جمله جهان طمع بریدم

تا حامی من اله باشد

گر زان که‌ سر من‌ است‌ این سر

بگذار که بی کلاه باشد

بگذار به زیر تیغ جلاد

آویزهٔ قتلگاه باشد

بگذار نباشدم به کف آه

وین سینه تنور آه باشد

بگذار که چشم کودکانم

بر یاد پدر به‌راه باشد

بگذار به مرگ عندلیبان

جغدان را قاه قاه باشد

حق است اجل بمان که حالم

ازگفتن حق تباه باشد

بگذار به‌جرم حفظ سوگند

جایم به سیاه‌چاه باشد

دشمن به گناه مهر ایران

ازکین به منش نگاه باشد

گرچه بر تندباد اندوه

هستیم چو پرکاه باشد

بر سفله فرو نیاورم سر

هرچند که پادشاه باشد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۶۴ - از یک مضمون عربیچون همه درکینه با من چرخ نیلی‌رنگ شد
  2. شمارهٔ ۶۵ - اشک غمحسین دانش آن سرخیل ابرار
  3. شمارهٔ ۶۶ - بهار و تیمورتاش‌صدر اعظم حضرت تیمورتاش
  4. شمارهٔ ۶۷ - صبر و ثباتمرد باید که ز گشت فلک و اختر
  5. شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شدچه یادگار نویسم من اندرین دفتر
  6. شمارهٔ ۶۹ - مطایبهبهر بهار بازو و کون و کفل نماند
  7. شمارهٔ ۷۰ - این هم نماندنماند درد و درمان هم نماند
  8. شمارهٔ ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود راشنیدم در امریکا گروهی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.