پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۴۳ - هدیهٔ دوست در زندان

حضرت سالار بهر مرغ گرفتار

از ره اکرام آب و دانه فرستاد

آب حیات اندرون کوزهٔ مینا

تا دهدم عمر جاودانه‌، فرستاد

هفت عدد کوزهٔ نبات کرم کرد

سه خم شیرین می‌ مغانه ‌فرستاد

از سر انصاف‌، تلک عشر کامل

تا نزنم در نقیصه‌ چانه‌، فرستاد

باشد رمزی گر امتنان رهی را

خربزه‌ بخشید و هندوانه‌ فرستاد

دانست‌ این بنده تشنهٔ سخن اوست

کاهلی طبع را بهانه فرستاد

خشک‌ لبم یافت‌، زان قبل شکر تر

در عوض شکرین ترانه فرستاد

شکر کنم زو که این‌ همه شکر تر

در خم سربسته بی‌نشانه فرستاد

یا بدل شعر تازه نزلی موزون

شهد و شکر کرده در میانه فرستاد

بختش خواهم بلند و هیچ نبینم

کاو بفرستاد هدیه یا نفرستاد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۵ - پافشاری میخپافشاری و استقامت میخ
  2. شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگویسخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس
  3. شمارهٔ ۴۷ - ماده تاریخ مرگ صباصبا روزی که عصرش کرد سکته
  4. شمارهٔ ۴۸دل موری میازار ار چه خرد است
  5. شمارهٔ ۴۹ - طلب آمرزشعمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب
  6. شمارهٔ ۵۰ - قطعهدر خوردن بشر خاک از بس که حرص دارد
  7. شمارهٔ ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچلبه ‌پوز این مجیدک ریش گویی
  8. شمارهٔ ۵۲ - غم وطننه هرکه درد دیار و غم وطن دارد
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.