پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۴۹ - طلب آمرزش

عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب

باشدکشی بخواند وآمرزش آورد

ای مهربان رفیق که خواندی کتاب من

شاید به چشم ذوق تو صد عیب برخورد

گر عیبی اندر آن نگری عیب‌پوش باش

زبرا تو زود بگذری‌، این نیز بگذرد

با این همه معانی و این سبک و انسجام

چشم حسودکورکه جز عیب ننگرد

با مردگان خویش مروت کنید از آنک

او نیست تا جواب شما را بیاورد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچلبه ‌پوز این مجیدک ریش گویی
  2. شمارهٔ ۵۲ - غم وطننه هرکه درد دیار و غم وطن دارد
  3. شمارهٔ ۵۳ - تاریخ وفات «‌مستغنی‌» دانشمند افغانآه کامسال آسمان در خطهٔ افغان زمین
  4. شمارهٔ ۵۴ - قطعهٔ هندیبنگر برنج را که به چندین حقارتش
  5. شمارهٔ ۵۵ - خیرات محمدیدر عهد شهنشه خردمند
  6. شمارهٔ ۵۶ - در مرثیهٔ عشقیوه که عشقی در صباح زندگی
  7. شمارهٔ ۵۷ - قوهٔ برق و کهرباسال‌ها در فرنگ می گفتند
  8. شمارهٔ ۵۸ - در مذمت خاموشخمش‌منشین‌ و چون مردم سخنگوی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.