پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۵۲ - غم وطن

نه هرکه درد دیار و غم وطن دارد

به‌ راستی خبر از درد و داغ من دارد

ز روزگار خرابم کسی شود آگاه

که خار در جگر و قفل بر دهن دارد

به‌حق‌ شام‌ غریبان نگاهدار ای زلف

دل مرا که پریشانی از وطن دارد

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۵۴ - قطعهٔ هندیبنگر برنج را که به چندین حقارتش
  2. شمارهٔ ۵۵ - خیرات محمدیدر عهد شهنشه خردمند
  3. شمارهٔ ۵۶ - در مرثیهٔ عشقیوه که عشقی در صباح زندگی
  4. شمارهٔ ۵۷ - قوهٔ برق و کهرباسال‌ها در فرنگ می گفتند
  5. شمارهٔ ۵۸ - در مذمت خاموشخمش‌منشین‌ و چون مردم سخنگوی
  6. شمارهٔ ۵۹ - جای زحمتبی‌زحمت و دردسر چه جاییست
  7. شمارهٔ ۶۰ - بد مکنبد نکند هیچ کس به مردم و هم نیز
  8. شمارهٔ ۶۱ - جایزهٔ جواب دماوندیهبگفتم چامه‌ای بهر دماوند
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.