پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی

سخن چو گویی سنجیده گوی در مجلس

که از کلام نسنجیده خوار گردد مرد

درست گوی و ادب ورز و بر گزافه مرو

صریح باش و به‌ جد کوش و گرد هزل مگرد

بسا سخن که ازو خاست بحث و جنگ و قتال

بسا عمل که از او زاد رشگ و کین و نبرد

گر آنچه گویی دانی‌، بری فراوان سود

ور آنچه دانی گویی‌، کشی فراوان درد

نه هرکه هرچه توانست گفت‌، باید گفت‌!

نه هرکه هرچه توانست کرد، باید کرد!

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۴۸دل موری میازار ار چه خرد است
  2. شمارهٔ ۴۹ - طلب آمرزشعمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب
  3. شمارهٔ ۵۰ - قطعهدر خوردن بشر خاک از بس که حرص دارد
  4. شمارهٔ ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچلبه ‌پوز این مجیدک ریش گویی
  5. شمارهٔ ۵۲ - غم وطننه هرکه درد دیار و غم وطن دارد
  6. شمارهٔ ۵۳ - تاریخ وفات «‌مستغنی‌» دانشمند افغانآه کامسال آسمان در خطهٔ افغان زمین
  7. شمارهٔ ۵۴ - قطعهٔ هندیبنگر برنج را که به چندین حقارتش
  8. شمارهٔ ۵۵ - خیرات محمدیدر عهد شهنشه خردمند
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.