پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۲۳ - در زندان

کردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار

دیدم که کامران بسردم نشسته است

در پشت میز با علم و طبل و عر و تیز

بهر فنای تودهٔ مردم نشسته است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جرایدای مدیری که ز نوک قلمت
  2. شمارهٔ ۲۶ - از یک غزلگرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست
  3. شمارهٔ ۲۷ - به شاهزادهٔ نصرة الدولهای حضرت والا تو نه جنی نه فرشته
  4. شمارهٔ ۲۸ - در زندان شهربانیبگرفتم آفتابه که گیرم ره مبال
  5. شمارهٔ ۲۹ - به منکر عشقسختم عجب آید ز خلقت زن
  6. شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هستجهادا فراموش کردی مرا
  7. شمارهٔ ۳۱ - در دوران گرفتاریبدتر ز دورویی به جهان منقصتی نیست
  8. شمارهٔ ۳۲ - به مناسبت سقوط امپراتوری عثمانیفغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.