پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۹ - بعد ازکناره گیری از وزارت

غداری و مکاری و زور از من دور است

دولت همه غداری و مکاری و زور است

جهل‌است‌ و غرور است‌ در دولت‌ و زان در

بیرون‌ شود آن‌ را که‌ نه‌ جهل و نه غرور است

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۲۱ - در وصف جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر فقید هندازجواهر،‌لعل‌خوش‌تر زان که‌ همرنگ‌ دل‌ است
  2. شمارهٔ ۲۲ - طاق نصرتاین که بینی در مقابل‌،‌ نیست آن قوس قزح
  3. شمارهٔ ۲۳ - در زندانکردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار
  4. شمارهٔ ۲۴ - اخلاقچشم بهی مدار از این بدسگال قوم
  5. شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جرایدای مدیری که ز نوک قلمت
  6. شمارهٔ ۲۶ - از یک غزلگرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست
  7. شمارهٔ ۲۷ - به شاهزادهٔ نصرة الدولهای حضرت والا تو نه جنی نه فرشته
  8. شمارهٔ ۲۸ - در زندان شهربانیبگرفتم آفتابه که گیرم ره مبال
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.