پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۷ - صفای هر چمن

خلیل‌زادهٔ آزاده‌ای که دیرگهیست

که حسنت از رخ چون برگ ارغوان پیداست

در آشکار و نهان کام دل بجو ز جهان

که خوبروی جهانی تو تا جهان پیداست

سرین نرم تو از امتحان برآمده خوب

خود امتحان‌ چه که ‌ناکرده‌ امتحان پیداست

زگونهٔ تو به کون تو ره بریم بلی

صفای هر چمن از روی باغبان پیداست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۹ - بعد ازکناره گیری از وزارتغداری و مکاری و زور از من دور است
  2. شمارهٔ ۲۰ - در وصف دانا و جاهلگرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است
  3. شمارهٔ ۲۱ - در وصف جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر فقید هندازجواهر،‌لعل‌خوش‌تر زان که‌ همرنگ‌ دل‌ است
  4. شمارهٔ ۲۲ - طاق نصرتاین که بینی در مقابل‌،‌ نیست آن قوس قزح
  5. شمارهٔ ۲۳ - در زندانکردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار
  6. شمارهٔ ۲۴ - اخلاقچشم بهی مدار از این بدسگال قوم
  7. شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جرایدای مدیری که ز نوک قلمت
  8. شمارهٔ ۲۶ - از یک غزلگرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.