پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۶ - فتنه بیدار شد

یارم از خوابگاه من برخاست

فتنه بیدار شد که زن برخاست

بت من سر ز خوابگه برکرد

وز چمن شاخ یاسمن برخاست

پیش زلف سیاهش آهوی چین

از سر نافهٔ ختن برخاست

وان که بسپرد دل بدان سر زلف

از سر جان بستن برخاست

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸ - دختر ناکامچه شد که نرگس مستش ز آبِ دیده تر است
  2. شمارهٔ ۱۹ - بعد ازکناره گیری از وزارتغداری و مکاری و زور از من دور است
  3. شمارهٔ ۲۰ - در وصف دانا و جاهلگرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است
  4. شمارهٔ ۲۱ - در وصف جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر فقید هندازجواهر،‌لعل‌خوش‌تر زان که‌ همرنگ‌ دل‌ است
  5. شمارهٔ ۲۲ - طاق نصرتاین که بینی در مقابل‌،‌ نیست آن قوس قزح
  6. شمارهٔ ۲۳ - در زندانکردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار
  7. شمارهٔ ۲۴ - اخلاقچشم بهی مدار از این بدسگال قوم
  8. شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جرایدای مدیری که ز نوک قلمت
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.