پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۶۴ - جواب روزنامه انگلیسی شرق نزدیک

گویند مرکز وطن ما بود خراب

از بس فساد و خدعه در آنجا گرفته جای

انکار ازین فساد نداریم و روشن است

تاربکی و خرابی این ملعنت ‌سرای

لیکن خدا گواست که در مهد عافیت

پاک و نجیب و راد بپروردمان خدای

در پرتو فضیلت و آزادگی شرق

نیکو نهاد بودیم از شاه تا گدای

بنیادها فکندیم از هند تا به روم

دستورها نهادیم از مصر تا ختای

اغیار حیله‌ساز و دغل‌باز ناگهان

در ما فرو شدند و دگر گشت روی و رای

آن روز باخت این وطن پابرهنه‌، سر

کاینجا نهاد اجنبی سر برهنه‌، پای

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۶ - جواب به افسرافسرا قطعهٔ تو را خواندم
  2. شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلماندوش گفتم به دست غیب وکیل
  3. شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسرویای تازی‌ ترک معنوی از چه شدی
  4. شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبریگر هیچ دلم راز به یاران بگشودی
  5. شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محالگر به آزادی زبان بودی
  6. شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگسینهٔ خویش کن فراخ و سترگ
  7. شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسیآقای جلیل بی‌جلالی و فری
  8. شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزیشنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.