پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبری

گر هیچ دلم راز به یاران بگشودی

مردم زتهیدستی من واقف بودی

استغنا جستم من و مستغنی گشتند

ورنه غم من بر غم یاران بفزودی

شرم آبروی بنده نگهداشتی و کس

از من سخنی جز به مدارا نشنودی

ور روی بیفکندی اندر طلب مال

بس مال‌فراوان که به من روی نمودی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگسینهٔ خویش کن فراخ و سترگ
  2. شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسیآقای جلیل بی‌جلالی و فری
  3. شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزیشنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا
  4. شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسیمانده بود از امتیاز دارسی
  5. شمارهٔ ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهدبنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی
  6. شمارهٔ ۱۷۶خون سیاوش ریز در کف موسی
  7. شمارهٔ ۱۷۷ - در سپاسگزاریابوسعید که اوراست اختر مسعود
  8. شمارهٔ ۱۷۸ - در تقاضای دو اسب به عاریهای خواجه آزاده که مفتون توکشتند
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.