پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۷۷ - در سپاسگزاری

ابوسعید که اوراست اختر مسعود

به اوج عزت چون شمس تابناک و جلی

حسین اسم و حسن رسم آن که طینت او

خود از ازل بسرشته است با ولای علی

به جان اوست مرکب سعادت ابدی

به ذات اوست مخمر شرافت ازلی

خدایگانا ای آن که در جمال وکمال

به‌ عصر خویش کنون بی‌شبیه و بی‌بدلی

فروغ دیدهٔ ملکی و دودهٔ شرفی

چراغ دیدهٔ مجدی و دیدهٔ دولی

شنیده‌ام یکی از شاعران ستوده تو را

که کارها همه را می کنی تو زبر جلی

هماره کم‌محلی بایدت بدین اشخاص

که نیست چارهٔ ایشان بغیر کم‌ محلی

خدایگانا از من بگو به آن شاعر

که گفته بود: مر او را نه قیمی نه ولی

مرا ولی است ولی خدا و حجت عصر

مراست قیم و قیوم‌، رب لم‌یزلی

ز بعد لطف خدا و ائمهٔ اطهار

مرا تو قبلهٔ امید و کعبهٔ املی

بلی اگر نظری باید از امام مرا

به تو کنند حوالت که خالی از خللی

به‌حق خالق یکتا هرآن که خصم تو شد

دو تا شود قدش از ضرب ذوالفقار علی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۹ - در هجو کسی که بهار را حبس کردمن و تو هر دو ای ...
  2. شمارهٔ ۱۸۰ - شیر باش نه کژدمتندی مکن که رشتهٔ چل ساله دوستی
  3. شمارهٔ ۱۸۱ - در وصف محبسسهمگین‌ سمجی چو تاری مسکنی
  4. شمارهٔ ۱۸۲ - تربیه طبیعیغرٌنده و سهمناک و توفنده
  5. شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخبهار قطعهٔ فرخ شنید و خرم گشت
  6. شمارهٔ ۱۸۴دوش آمد پی عیادت من
  7. شمارهٔ ۱۸۵ - بهار شیروانیبه شهر شروان بُد شاعری بهار بنام
  8. شمارهٔ ۱۸۶ - در جستجوی جوانیسحرگه به راهی یکی پیر دیدم
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.