پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۷۹ - در هجو کسی که بهار را حبس کرد

من و تو هر دو ای ...

دو جوانیم شوخ و مندیلی

تو کنون از وجوه هندوستان

زر ستاندستی و کنی پیلی

به رخ خود پی فریب عوام

شکلکی بسته‌ای تو تبدیلی

تو مرا حبس می‌کنی آوخ

شرم بادت ز ننگ فامیلی

چون مرا بینی و تو را بینم

هر دومان می‌شویم پاتیلی

تو از آن اخم‌های اجمالی

من ازین خنده‌های تفصیلی

خندهٔ من چو شیر شرزهٔ نر

اخم تو چون جهود تنزیلی

کاین پس از اخم می کند نغ‌نغ

وآن پس از خنده می‌زند سیلی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۱ - در وصف محبسسهمگین‌ سمجی چو تاری مسکنی
  2. شمارهٔ ۱۸۲ - تربیه طبیعیغرٌنده و سهمناک و توفنده
  3. شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخبهار قطعهٔ فرخ شنید و خرم گشت
  4. شمارهٔ ۱۸۴دوش آمد پی عیادت من
  5. شمارهٔ ۱۸۵ - بهار شیروانیبه شهر شروان بُد شاعری بهار بنام
  6. شمارهٔ ۱۸۶ - در جستجوی جوانیسحرگه به راهی یکی پیر دیدم
  7. شمارهٔ ۱۸۷ - بدبینینگر جز خوب صد درصد نبینی
  8. شمارهٔ ۱۸۸ - لغزآن خوبروی دلبر همچون سبیک زر
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.