پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۸۰ - شیر باش نه کژدم

تندی مکن که رشتهٔ چل ساله دوستی

در حال بگسلد چو شود تند آدمی

هموار و نرم باش که شیر درنده را

زیر قلاده برد توان با ملایمی

مرد اراده باش که دیوار آهنین

چون نیم جو اراده‌، نباشد به محکمی

رمز است‌ هرچه ‌هست و ‌حقیقت‌ جز این ‌دو نیست

ای نور چشم این دو بود عین مردمی

یا راه خیر خلق سپردن به حسن خلق

یا راه خیر خویش سپردن به خُرّمی

ور زان که همت تو به آزار مردمست

شیری به هر طریق نکوتر ز کژدمی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۲ - تربیه طبیعیغرٌنده و سهمناک و توفنده
  2. شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخبهار قطعهٔ فرخ شنید و خرم گشت
  3. شمارهٔ ۱۸۴دوش آمد پی عیادت من
  4. شمارهٔ ۱۸۵ - بهار شیروانیبه شهر شروان بُد شاعری بهار بنام
  5. شمارهٔ ۱۸۶ - در جستجوی جوانیسحرگه به راهی یکی پیر دیدم
  6. شمارهٔ ۱۸۷ - بدبینینگر جز خوب صد درصد نبینی
  7. شمارهٔ ۱۸۸ - لغزآن خوبروی دلبر همچون سبیک زر
  8. شمارهٔ ۱۸۹ - زینت مردزینت مرد به عقل است و هنر
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.