پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۷۸ - در تقاضای دو اسب به عاریه

ای خواجه آزاده که مفتون توکشتند

قومی به جوابی و گروهی به سئوالی

نگزیدم بهتر ز بساط تو بساطی

نشنیدم خوش‌تر ز مقال تو مقالی

هنکام‌بهار است و سبک بکذد این‌فصل

چونان که نماند زو، جز خواب و خیالی

زین روی مرا خود هوس سیر بهار است

با ماهی کز عشقش زارم چو هلالی

حوری چو به باغ اندر نازنده تذروی

ماهی چو به دشت اندر تازنده غزالی

بیرون شدنی باید با او به دو فرسنگ

ارجو که پس از هجر برم ره به وصالی

اسبی دو ببایدمان با زین و لگامی

غرنده چو شیری و رونده چو مرالی

آسوده ستانم ز تو و آسوده دهم باز

زبراکه مرا نیست نه باری نه جوالی

دانم که فرستی‌شان فردا به‌ بر ‌من

گر خادم نفروشند غنجی و دلالی

ارجو که کنی شاد بهاری به بهاری

ای گشته ز تو شاد جهانی به نوالی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۸۰ - شیر باش نه کژدمتندی مکن که رشتهٔ چل ساله دوستی
  2. شمارهٔ ۱۸۱ - در وصف محبسسهمگین‌ سمجی چو تاری مسکنی
  3. شمارهٔ ۱۸۲ - تربیه طبیعیغرٌنده و سهمناک و توفنده
  4. شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخبهار قطعهٔ فرخ شنید و خرم گشت
  5. شمارهٔ ۱۸۴دوش آمد پی عیادت من
  6. شمارهٔ ۱۸۵ - بهار شیروانیبه شهر شروان بُد شاعری بهار بنام
  7. شمارهٔ ۱۸۶ - در جستجوی جوانیسحرگه به راهی یکی پیر دیدم
  8. شمارهٔ ۱۸۷ - بدبینینگر جز خوب صد درصد نبینی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.