پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محال

گر به آزادی زبان بودی

کار آزادگان روان بودی

وگر این سفلگی سخن گفتی

مردم سفله بی‌نشان بودی

چه شدی فضل اگر بدی ارزان

چه شدی جهل اگر گران بودی

چه شدی گر حقایق پنهان

بر خلق جهان عیان بودی

تا که نادان ز جهل و تیره‌ دلیش

شرمگین پیش این و آن بودی

چه شدی گر دل خردمندان

ایمن از محنت زمان بودی

گر ز دانش کسی بلند شدی

سر دانا بر آسمان بودی

وگر آزادگی فزودی عمر

مرد آزاده جاودان بودی

کاش اخلاق خلق را هر سال

پرسش و فحص و امتحان بودی

آن که را خوی خوب راهبر است

به کفش سر خط امان بودی

وان که را خوی بد سرشته به طبع

بر جبینش یکی نشان بودی

کاش نفس پلید بهتان‌بند

چون سگان از پی‌ش دوان بودی

یا ستمکاره بر مثال گراز

رُسته دونابش از دهان بودی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسیآقای جلیل بی‌جلالی و فری
  2. شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزیشنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا
  3. شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسیمانده بود از امتیاز دارسی
  4. شمارهٔ ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهدبنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی
  5. شمارهٔ ۱۷۶خون سیاوش ریز در کف موسی
  6. شمارهٔ ۱۷۷ - در سپاسگزاریابوسعید که اوراست اختر مسعود
  7. شمارهٔ ۱۷۸ - در تقاضای دو اسب به عاریهای خواجه آزاده که مفتون توکشتند
  8. شمارهٔ ۱۷۹ - در هجو کسی که بهار را حبس کردمن و تو هر دو ای ...
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.