پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۶۶ - جواب به افسر

افسرا قطعهٔ تو را خواندم

که ز میخ رهی دژم گشتی

از کی‌ای خواجه با اُ‌بات‌الضیم

هم‌ترازو و هم‌قدم گشتی

تو نبودی که چون دگر یاران

با رضا یار و هم‌قسم گشتی

میخ چو ایستاد و در بر زور

خم نشد، گرد هجو و ذم کشتی

تو خود از میخ کمتری زیرا

زیر پتک حریف خم گشتی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسرویای تازی‌ ترک معنوی از چه شدی
  2. شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبریگر هیچ دلم راز به یاران بگشودی
  3. شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محالگر به آزادی زبان بودی
  4. شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگسینهٔ خویش کن فراخ و سترگ
  5. شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسیآقای جلیل بی‌جلالی و فری
  6. شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزیشنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا
  7. شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسیمانده بود از امتیاز دارسی
  8. شمارهٔ ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهدبنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.