پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلمان

دوش گفتم به دست غیب وکیل

کای مثل در بلند فی‌بادی

در کمیسیون خارجه بنویس

نام این بنده را به‌استادی

داد پاسخ‌: سفید خواهم داد

که چنین است شرط آزادی

گفتمش مایهٔ تعجب نیست

تو همیشه سفید می‌دادی

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبریگر هیچ دلم راز به یاران بگشودی
  2. شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محالگر به آزادی زبان بودی
  3. شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگسینهٔ خویش کن فراخ و سترگ
  4. شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسیآقای جلیل بی‌جلالی و فری
  5. شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزیشنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا
  6. شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسیمانده بود از امتیاز دارسی
  7. شمارهٔ ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهدبنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی
  8. شمارهٔ ۱۷۶خون سیاوش ریز در کف موسی
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.