پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۶۳ - قطعهٔ کابوسیه

عدل کن عدل که گفتند حکیمان جهان

مملکت بی‌مدد عدل نماند بر جای

پادشاهان جهان را سه فضیلت یار است

یا یکی زین سه بودشان به عمل راهنمای

اول آن پادشهی پاکدلی دادگری

دین‌پژوهی که به‌هرکار بترسد ز خدای

یاکریمی که بیندیشد از آوازهٔ زشت

بر اسان شرف و فضل شود ملک‌آرای

یا خردمندی صاحب‌نظری کاندر وقت

بنگرد عاقبت کار به تدبیر و به رای

وآن‌تبه کارکه‌شد زین سه فضیلت محروم

نره دیویست هوسناک و ددی مردم‌خای

نز خدا خوفی و نه بیم زوال شرفی

نه چراغ خردی بر سر ره کرده بپای

مختصرعقل غریزیش هم ازنشأهٔ عجب

رفته وجهل مرکب شده ازسرتا پای

بیوفا، خام‌طمع‌، مال‌ربا، تنگ‌نظر

ترشرو، زشت‌ادا، تلخ‌سخن‌، هرزه‌درای

در حیاتش همه نفربن رسد ازپیر و جوان

وز پس مرگش لعنت بود از شاه و گدای

نه کسش گوید در چنبر ازین باد مبند

نه کسش کوبد در هاون از این آب مسای

همچو سنگی‌است گران گشته‌فرود از برکوه

می‌دود نعره‌زنان تا که بیفتد از پای

هرچه پیش آیدش آزرده و نابودکند

نه توان داشتش از ره‌، نه توان گفت بپای

کشوری را که به نکبت فتد از طالع شوم

زین یکی غول برو افتد و بفشارد نای

همچو آن‌خفته که کابوس بر او چیره شود

ماندش بسته زبان از شغب و وایا وای

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۵ - آسمان پیماویحک ای مرغ آسمان‌ پیمای
  2. شمارهٔ ۱۶۶ - جواب به افسرافسرا قطعهٔ تو را خواندم
  3. شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلماندوش گفتم به دست غیب وکیل
  4. شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسرویای تازی‌ ترک معنوی از چه شدی
  5. شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبریگر هیچ دلم راز به یاران بگشودی
  6. شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محالگر به آزادی زبان بودی
  7. شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگسینهٔ خویش کن فراخ و سترگ
  8. شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسیآقای جلیل بی‌جلالی و فری
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.