پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۵۸ - بهار در خراسان

دلم از مردم ری سخت ملول است که نیست

هیچ پوشیده زکس کفرنمایان همه

لذت روح برم چون به خراسان گذرم

ز آن که محکم نگرم پایهٔ ایمان همه

مردمش ساکن اقلیم جنانند و بود

بقعهٔ سبط نبی روضهٔ رضوان همه

همت و غیرت این قوم نگهبان بودست

ملک جم را، که خدا باد نگهبان همه

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۶۰ - در وحدت وجودچندین هزار آینه بینی پر از نقوش
  2. شمارهٔ ۱۶۱ - حرکت جوهریگفت صوفی تن بود زندان جان
  3. شمارهٔ ۱۶۲ - انسان سازیمرا درست به یاد اندرست عهد صبی
  4. شمارهٔ ۱۶۳ - قطعهٔ کابوسیهعدل کن عدل که گفتند حکیمان جهان
  5. شمارهٔ ۱۶۴ - جواب روزنامه انگلیسی شرق نزدیکگویند مرکز وطن ما بود خراب
  6. شمارهٔ ۱۶۵ - آسمان پیماویحک ای مرغ آسمان‌ پیمای
  7. شمارهٔ ۱۶۶ - جواب به افسرافسرا قطعهٔ تو را خواندم
  8. شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلماندوش گفتم به دست غیب وکیل
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.