پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۰۷ - در وقعهٔ مهاجرت آزادی‌خوآهان به قم و شکستن دست بهار

فعل در راستی گواهم بس

راست گفتم همین گناهم بس

گفتم از راستی بزرگ شوم

در جهان این یک اشتباهم بس

ترک سرکرده‌ام به راه وطن

دست در آستین گواهم بس

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع عزلای نازدانه یار سر از مهر بازکش
  2. شمارهٔ ۱۱۰ - منت از مردمان پست مکشای برادر ز بهر لذت نفس
  3. شمارهٔ ۱۱۱ - یک تشبیه جالببنگر به گردن کج و چشمان احولش
  4. شمارهٔ ۱۱۲ - در ذم حاجی ارزن‌ فروشگو، ز من بر حاجی ارزن‌ فروش
  5. شمارهٔ ۱۱۳ - حالت مردم دنیازین خداوندان گر یک تن بیتی گوید
  6. شمارهٔ ۱۱۴ - دختر فقیردختری خرد بدیدم به گدایی مشغول
  7. شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبیندیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب
  8. شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنیای دربغا میرزا طاهر که بود
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.