پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۰۶ - سر و ته یک کرباس

ای بزرگان به من جواب دهید

کاخر این ملک راکه دارد پاس

ای هژیران ری به من گویید

کیست مسئول این خرابه اساس

از پس هجده سال سعی هنوز

صید فقریم و بستهٔ افلاس

چشم بسته بریده ره شب و روز

باز بر جای‌، همچو گاو خراس

ما به کریاس در به جنگ و جدل

دشمنان سرکشیده در کریاس

جنگ و غوغای ما بدان ماند

با چنین حال و با چنین احساس

که ز غفلت به مغزهم کوبند

در تک چاه چند تن کناس

اهرمن داسی از نفاق به‌دست

همه گردن نهاده‌ایم به داس

همه ماریم و چرخ‌، مارافسای

همه موریم و بخت‌، لغزان طاس

آن‌، همی نالد از خواص القوم

این همی موید از عوام الناس

آن‌، همه خلق را کند تکفیر

از سر شک و شبهه و وسواس

این‌، همه قوم را نماید هو

از سر نفی صرف و ضعف حواس

آن یکی شرم مردم دیندار

این دگر ننگ مردم حساس

قلب از این گفتگو شود مجروح

مغز از این ماجرا کند آماس

اگر این احمر است و آن ابیض

وگر این کنگر است و آن‌ ریواس

همه هستیم بنت یک وادی

همه هستیم نسج یک کرباس

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۸ - مردمان لئیماین ناکسان که کوس بزرگی همی زنند
  2. شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع عزلای نازدانه یار سر از مهر بازکش
  3. شمارهٔ ۱۱۰ - منت از مردمان پست مکشای برادر ز بهر لذت نفس
  4. شمارهٔ ۱۱۱ - یک تشبیه جالببنگر به گردن کج و چشمان احولش
  5. شمارهٔ ۱۱۲ - در ذم حاجی ارزن‌ فروشگو، ز من بر حاجی ارزن‌ فروش
  6. شمارهٔ ۱۱۳ - حالت مردم دنیازین خداوندان گر یک تن بیتی گوید
  7. شمارهٔ ۱۱۴ - دختر فقیردختری خرد بدیدم به گدایی مشغول
  8. شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبیندیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.