پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۱۴ - دختر فقیر

دختری خرد بدیدم به گدایی مشغول

کرده در جامهٔ صدپاره نهان پیکر خویش

بود مکشوف به تاراجگه دزد نگاه

گرچه در ژنده نهان ساخته بد گوهر خویش

ورچه ز اهل دل و دین رحم طمع داشت ولی

بود خصم دل و دین از نگه کافر خویش

حبه‌ای سیم بدو دادم و بگذشتم و سوخت

برق چشم تر او خرمنم از آذر خویش

شامگاهان به یکی بیشه شدم بر لب رود

ناگهان دیدمش آنجا به سر معبر خویش

با لبی خنده‌زنان می‌شد و می‌خواند سرود

به خلاف لب خشکیده و چشم تر خویش

گفتم ای شوخ نبودی تو که یک‌ ساعت پیش

سوختی خرمن اهل نظر از منظر خویش

ای ترشرو چه شد آن گریه تلخت که چنین

خنده را، کان نمک ساخته از شکر خویش

گفت دارم پدری عاجز و مامی بیمار

که نیارند بپا خاستن از بستر خویش

هست این خنده‌ام از بهر دل خود لیکن

گریه‌ام بود برای پدر و مادر خویش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنیای دربغا میرزا طاهر که بود
  2. شمارهٔ ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در رفت از ایران قوام‌ سلطنه زانک
  3. شمارهٔ ۱۱۸ - قطعه‌ در وصف وثوق‌ الدولهشاد باش ای وثوق دولت و دین
  4. شمارهٔ ۱۱۹ - به قول خویش عمل کنبه هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار
  5. شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استادهرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب
  6. شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتونحاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو
  7. شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی)همای فضیلت همایی که او را
  8. شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه‌ (خطاب به استاد جلال همایی)به گلگشت جنان گل می‌فرستم
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.