پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۱۹ - به قول خویش عمل کن

به هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار

که آیتی است سخن از مهیمن ذی‌الطول

به‌ قول خویش عمل کن مباش از آن مردم

که قولشان بود اندر مثل برابر بول

به حول و قوهٔ کس کار خویشتن مسپار

به خویش تکیه کن و دار بر زبان لاحول

ظریف‌ باش و مصاحب نه زفت و هول و گران

که هست مرد سبک‌روح به ز مردم هول

نه هرچه دانی گوی و نه هرچه تانی کن

که قتل زادهٔ فعل است و حرب‌ زادهٔ قول

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتونحاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو
  2. شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی)همای فضیلت همایی که او را
  3. شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه‌ (خطاب به استاد جلال همایی)به گلگشت جنان گل می‌فرستم
  4. شمارهٔ ۱۲۴ - گله از قوام‌السلطنهمن با تو حق صحبت دیرینه داشتم
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - وزیر بی پولبه صاحبقرانیه جزء وزیران
  6. شمارهٔ ۱۲۶ - نسب‌نامه بهارمنت خدای را که من از نسل برمکم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ - زرین جوشنماین شنیدم بینشا در بزم رندان گفته‌ای
  8. شمارهٔ ۱۲۸ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.