پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۲۴ - گله از قوام‌السلطنه

من با تو حق صحبت دیرینه داشتم

گنجی نهان ز مهر تو در سینه داشتم

با دوستان خواجه مرا بود دوستی

وز دشمنان خواجه به دل کینه داشتم

در شادی و مصیبت و در عزل و در عمل

با خواجه حشر شنبه و آدینه داشتم

روشن‌دل و موافق و یکروی و راستگوی

در محضر تو صورت آئینه داشتم

از دشمنان خواجه کشیدم جفا، ولی

با دوستان خواجه حسابی نداشتم

تنها برای خدمت و غمخواری تو بود

گر رغبتی به شرکت کابینه داشتم‌

خوردی فریب حاسد و دیوانه و سفیه

کز هر سه برخلاف تو پیشینه داشتم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۲۶ - نسب‌نامه بهارمنت خدای را که من از نسل برمکم
  2. شمارهٔ ۱۲۷ - زرین جوشنماین شنیدم بینشا در بزم رندان گفته‌ای
  3. شمارهٔ ۱۲۸ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم
  4. شمارهٔ ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسوچون سرابند سفلگان از دور
  5. شمارهٔ ۱۳۰ - آش کشکچندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم
  6. شمارهٔ ۱۳۱ - در پیشگاه آستان قدس رضویتبارک الله از این فرخ آستان که بود
  7. شمارهٔ ۱۳۲ - بهشت بی‌احباب - در سویس هنگام معالجه گفته است‌دیده‌ای کس درون خلد مقیم
  8. شمارهٔ ۱۳۳سودهٔ سیم همی پاشد بر دشت‌، نسیم
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.