پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسو

چون سرابند سفلگان از دور

که نمایند بحرهای علوم

هرچه نزدیک‌تر شوی سویشان

لاجرم بیشتر شوی محروم

رادمردان ز دور همچون کوه

ناپدیدند و قدرشان مکتوم

سویشان هرچه می‌شوی نزدیک

قدرشان بیشتر شود معلوم

گر نجومت به چشم خرد آیند

گنه از چشم تو است نی ز نجوم

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۱ - در پیشگاه آستان قدس رضویتبارک الله از این فرخ آستان که بود
  2. شمارهٔ ۱۳۲ - بهشت بی‌احباب - در سویس هنگام معالجه گفته است‌دیده‌ای کس درون خلد مقیم
  3. شمارهٔ ۱۳۳سودهٔ سیم همی پاشد بر دشت‌، نسیم
  4. شمارهٔ ۱۳۴ - عز من قنعگفتند فروتن شو تا زر به کف آری
  5. شمارهٔ ۱۳۵ - تسلیت به سردار معزز حکمران بجنورد هنگامی که مادر او و مهرالسلطنه همسرش در یک زمان بدرود حیات گفتندمگِری سردار، زان که گریه و زاری
  6. شمارهٔ ۱۳۶ - گیو تاجرگیو تاجر نموده این اوقات
  7. شمارهٔ ۱۳۷ - قطعهٔ الحاقی در پاسخ فانی سمنانیفانی‌، کز زادن چنو سخن آرای
  8. شمارهٔ ۱۳۸ - در سوگ پدردربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.