پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۳۶ - گیو تاجر

گیو تاجر نموده این اوقات

چارقی چند وارد از لندن

مورد آزمون هر نادان

مایهٔ امتحان هر چلمن

رویه‌اش وصله‌ای ز چکمهٔ زال

زیره‌اش تخت چارق بهمن

سپر طوس بوده کز دم تیغ

رفته از کار، روز جنگ پشن

نوک آن تیز همچو نیزهٔ گیو

دهنش باز چون چه بیژن

رنگ آن همچو چهرهٔ عفریت

پوزه‌اش همچو پوز اهریمن

شوم‌ چون کفش شرحبیل عرب

کهنه چون موزهٔ اویس قرن

مایهٔ نقرس و کفیدن پای

همچو کفشی که باشد از آهن

درخور پوشش حسن ...

کج و معوج چو اصل پای حسن

هر که آن را بدید و خنده نکرد

یا بود کور یا بود کودن

و آنکه آن را خرید و گریه نکرد

یا ز سنگ است پاش یا ز چدن

و آنکه پوشید و پای او نشکست

هرچه دارد گنه به گردن من

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ - در سوگ پدردربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر
  2. شمارهٔ ۱۳۹ - نالهٔ ملتهست صوتی بس مهیب و خوفناک
  3. شمارهٔ ۱۴۰ - سیاستچون پیشه‌ای شدست سیاست به‌ملک ری
  4. شمارهٔ ۱۴۱ - تاریخ موزهدر عهد شهنشاه جوانبخت رضا شاه
  5. شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفقکربم و باذل ابری برآمد از بر کوه
  6. شمارهٔ ۱۴۳ - در تحمل نکردن زوردو رویه زیر نیش مار خفتن
  7. شمارهٔ ۱۴۴ - وعدهٔ مادرشنیده‌ام پسری را جنایتی افتاد
  8. شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطنزمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.