پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفق

کربم و باذل ابری برآمد از بر کوه

بغارتیده همه بار خانهٔ عمان

صلای داد و جبین برگشاد و کرد نثار

به‌دشت گوهر سیراب و بر افق مرجان

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۴ - وعدهٔ مادرشنیده‌ام پسری را جنایتی افتاد
  2. شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطنزمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن
  3. شمارهٔ ۱۴۶ - دو نامهٔ منظو‌م (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود)سر حلقهٔ صاحبدلان حسین
  4. شمارهٔ ۱۴۷ - قطعهٔ دوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود)سر دفتر آزادگان حسین
  5. شمارهٔ ۱۴۸ - و نیز در هجو بها نامیزین بیش بها مجوی آزردن من
  6. شمارهٔ ۱۴۹ - مونس پدرای دختر خوب نازنین من
  7. شمارهٔ ۱۵۰ - شکایت از بچه‌هافکر مرا سخت مشون کند
  8. شمارهٔ ۱۵۱ - دریغ و آه امیندریغ و درد که در عین نیکخواهی و مهر
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.