پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۵۰ - شکایت از بچه‌ها

فکر مرا سخت مشون کند

نعره این دخترک بی‌سکون

مال نه وگشته ز بخت سیاه

خانه لبالب ز بنات و بنون

صبر مرا بردند از قال و قیل

مغز مرا خوردند از چند و چون

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۲ - تاریخ تونل راه لرستانبه عهد پهلوی شاه جوانبخت
  2. شمارهٔ ۱۵۳ - در مرثیه و تاریخ فوت ملک‌الشعرا صبوریگفتم به‌ دل چرا طربت شد بدل به غم
  3. شمارهٔ ۱۵۴ - نی و بلوطبا نی گفتا بلوط شرمت باد
  4. شمارهٔ ۱۵۵ - در سفر استعلاجی سوییس گفته استتا هست همی خوریم باده
  5. شمارهٔ ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراساناز چاه عموی شه اگر جست خراسان
  6. شمارهٔ ۱۵۷ - خطاب به محمدعلی شاه که قشون روس را به داخلهٔ کشور دعوت کرده بودپادشاها نصیحتم شنو
  7. شمارهٔ ۱۵۸ - بهار در خراساندلم از مردم ری سخت ملول است که نیست
  8. شمارهٔ ۱۵۹ - در تهدید و تقاضاای فلک‌رتبه شریف‌السلطان
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.