پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۵۵ - در سفر استعلاجی سوییس گفته است

تا هست همی خوریم باده

چون‌نیست نمی‌خوربم باده

روزی که بهای می کم آید

آن روزکمی خوریم باده

ما از پی جلب اشتهایی

یا دفع غم‌، خوربم باده

ور جام به ماکند تعارف

زیبا صنمی‌، خوریم باده

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۵۷ - خطاب به محمدعلی شاه که قشون روس را به داخلهٔ کشور دعوت کرده بودپادشاها نصیحتم شنو
  2. شمارهٔ ۱۵۸ - بهار در خراساندلم از مردم ری سخت ملول است که نیست
  3. شمارهٔ ۱۵۹ - در تهدید و تقاضاای فلک‌رتبه شریف‌السلطان
  4. شمارهٔ ۱۶۰ - در وحدت وجودچندین هزار آینه بینی پر از نقوش
  5. شمارهٔ ۱۶۱ - حرکت جوهریگفت صوفی تن بود زندان جان
  6. شمارهٔ ۱۶۲ - انسان سازیمرا درست به یاد اندرست عهد صبی
  7. شمارهٔ ۱۶۳ - قطعهٔ کابوسیهعدل کن عدل که گفتند حکیمان جهان
  8. شمارهٔ ۱۶۴ - جواب روزنامه انگلیسی شرق نزدیکگویند مرکز وطن ما بود خراب
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.