پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۴۰ - سیاست

چون پیشه‌ای شدست سیاست به‌ملک ری

شایدکه هیچ نارم ازین پیشه بر زبان

از خوان و از خورش بکشم دست ناشتا

چون اوفتد یکی مگس اندر میان خوان

از تشنگی بمیرد اگر شیر بنگرد

بر چشمه‌ای که سگ زده است اندرو دهان

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفقکربم و باذل ابری برآمد از بر کوه
  2. شمارهٔ ۱۴۳ - در تحمل نکردن زوردو رویه زیر نیش مار خفتن
  3. شمارهٔ ۱۴۴ - وعدهٔ مادرشنیده‌ام پسری را جنایتی افتاد
  4. شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطنزمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن
  5. شمارهٔ ۱۴۶ - دو نامهٔ منظو‌م (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود)سر حلقهٔ صاحبدلان حسین
  6. شمارهٔ ۱۴۷ - قطعهٔ دوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود)سر دفتر آزادگان حسین
  7. شمارهٔ ۱۴۸ - و نیز در هجو بها نامیزین بیش بها مجوی آزردن من
  8. شمارهٔ ۱۴۹ - مونس پدرای دختر خوب نازنین من
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.