پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در

رفت از ایران قوام‌ سلطنه زانک

پهنه کوچک بدُ و نبرد بزرگ

روی ازین ره بتافت زيرا بود

راه باريک و ره‌نورد بزرگ

پاره شد نسخهٔ پزشک‌، آری

خسته‌ بود این‌ مریض و درد بزرگ

او نگنجید در عمل که بدند

فکرها خرد وکارکرد بزرگ

او خردمند بود و خلق عوام

مملکت‌ تنگ بود و مرد بزرگ

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۹ - به قول خویش عمل کنبه هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار
  2. شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استادهرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب
  3. شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتونحاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو
  4. شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی)همای فضیلت همایی که او را
  5. شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه‌ (خطاب به استاد جلال همایی)به گلگشت جنان گل می‌فرستم
  6. شمارهٔ ۱۲۴ - گله از قوام‌السلطنهمن با تو حق صحبت دیرینه داشتم
  7. شمارهٔ ۱۲۵ - وزیر بی پولبه صاحبقرانیه جزء وزیران
  8. شمارهٔ ۱۲۶ - نسب‌نامه بهارمنت خدای را که من از نسل برمکم
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.