پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنی

ای دربغا میرزا طاهر که بود

فضل و تقوی را جناب او مناص

مدرسش دایم به درس و بحث گرم

مجلسش یکسر به اهل فضل غاص

بود ثابت مدت پنجاه سال

منت استادیش بر عام و خاص

توشه گیر از خلق نیکویش، عوام

خوشه‌ چین‌ از خرمن‌ فضلش‌، خواص

بود در عرفان و حکمت مقتدا

داشت در معقول و منقول اختصاص

آن چنان لولو نیارد هر صدف

آن‌ چنان گوهر ندارد هر مغاص

سال‌ها در بوتهٔ تبعید و حبس

ماند تا شد زر عرفانش خلاص

دید از خصم ستمگر قصدها

لیک نگذشتش به دل قصد تقاص

لاجرم زان پیشتر کاید اجل

راند بر خصمش فلک حکم قصاص

ناله‌ در سویش چه حاصل زان که دهر

گوش خویش آکنده دارد از رصاص

از پی تاریخ فوت او «‌بهار»

زد رقم‌: «‌طاهر شد از زندان خلاص‌»

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۸ - قطعه‌ در وصف وثوق‌ الدولهشاد باش ای وثوق دولت و دین
  2. شمارهٔ ۱۱۹ - به قول خویش عمل کنبه هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار
  3. شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استادهرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب
  4. شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتونحاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو
  5. شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی)همای فضیلت همایی که او را
  6. شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه‌ (خطاب به استاد جلال همایی)به گلگشت جنان گل می‌فرستم
  7. شمارهٔ ۱۲۴ - گله از قوام‌السلطنهمن با تو حق صحبت دیرینه داشتم
  8. شمارهٔ ۱۲۵ - وزیر بی پولبه صاحبقرانیه جزء وزیران
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.