پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

قطعات

شمارهٔ ۱۱۳ - حالت مردم دنیا

زین خداوندان گر یک تن بیتی گوید

که ز نادانی خود نیز نداند معنیش

میر قابوس ببایدش نوشتن و آنگاه

ز افسر سنجر سازند به تذهیب طلیش

پس بیارایند او را به دو صدگونه نگار

که همی گویی آراسته مانا مانیش

چاپلوسان چو ببینند بر او بر ناچار

خوب‌تر خوانند از نظم جریر و اعشیش

آن‌یکی گوید خود وحی خداوند است این

که فرود آورد از چرخ چهارم عیسیش

خواجه خودگوید زبن گونه فزون دارم شعر

که مرا وقت نباشد پی شرح و املیش

ور یکی شاعرکی خسته سراید شعری

که به گوش فلک آویزه نماید شعریش

چون فرو خواند بر خلق به صدگونه امید

مردم نادان صدگونه کنند استهزیش

آن یکی گوبدکاین شاعرک بی‌سروپای

کیست تا مرد بیندیشد از مدح و هجیش

وآن دگر گوید بر گفتهٔ او گوش مدار

که بسی باشد از قدر خود افزون دعویش

ور به اعجاز سخن‌، سحر فروشد به کلیم

عاقبت گردد در کام‌، زبان چون افعیش

حالت مرد دنیا است بر این گونه بهار

ای‌خوش آن‌مردکه در دیده نیاید دنییش

ادامه‌ی قطعات

  1. شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبیندیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب
  2. شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنیای دربغا میرزا طاهر که بود
  3. شمارهٔ ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در رفت از ایران قوام‌ سلطنه زانک
  4. شمارهٔ ۱۱۸ - قطعه‌ در وصف وثوق‌ الدولهشاد باش ای وثوق دولت و دین
  5. شمارهٔ ۱۱۹ - به قول خویش عمل کنبه هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار
  6. شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استادهرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب
  7. شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتونحاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو
  8. شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی)همای فضیلت همایی که او را
همه‌ی قطعات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.