پرش به محتوای اصلی
بهاء ولد بهاء ولد

جزو اول

فصل ۷۴

«وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا اللَّهَ مخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ حُنَفاء »

اخلاص خواستِ دل است. دلِ تو چون پاک و خوش است، «ان طهّرا بیتی»، حج به درِ خانه‌ی توست.

مریم بدخشانی گفت: در کعبه رفتم، صد هزار عرقم برون آمد، یا از هیبت اللّه یا از خجالت گناه. به چاه زمزم آمدم، دلوِ پرآب بر خود ریختم، یقینم شد که از گناهان پاک شدم.

اکنون حج پیش توست، « اَن طهرا بیتی»؛ گِردِ دلِ مردان گَرد تا از گناهانِ خود پاک شوی

و اللّه اعلم.

ادامه‌ی جزو اول

  1. فصل ۷۶مؤذن از برون بانگ می‌گوید، ما از اندرون بانگ می‌گوییم مرعشقِ جمله حیوانات را و مزه‌ی ایشان را و همه شهوت‌ها و خوشی‌ها را، از شهوات آدمیان و پریان و دیوان، و پاکی‌های ملائکه و راحت‌های ایشان و جمال حورا و عینا. و می‌بینم که هر ازاین جزو من قابل است مر این
  2. فصل ۷۷فاتحه می‌خواندم، گفتم ای اللّه! شکر و آزادی و ستودنِ همه اجزای عالم توراست. یعنی هر جزو موجودی فربه شده، هستی از برکتِ آسیبِ تو دارد، و هر جزو موجودی لب بر نهاده است و از لطف تو همی‌نوشد و فربهِ هستی می‌شود و درجمالت نگاه می‌کند و برمی‌بالد و می‌افزاید. و
  3. فصل ۷۸«إنّ اَکیَسَکُم اَکثرکم لِلموت ذِکرا»
  4. فصل ۷۹قال النّبیّ علیه السّلام: «مَن قَرَأ آیة الکرسیّ عقیب کلّ صلاة مکتوبة قبض اللّه روحه بنفسه»
  5. فصل ۸۰«إِنَّ فیِ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأْرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لآَ یاتٍ لأِولیِ الأْلْبابِ »
  6. فصل ۸۱«وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلا کَثِیراً»
  7. فصل ۸۲«خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الجْانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ»
  8. فصل ۸۳«لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»
همه‌ی جزو اول ←

بهاء ولد درباره‌ی بهاء ولد

بهاءُالدّین وَلَد، محمد بن حسین خطیبی بکری (۵۴۳–۶۲۸ق/۱۱۴۸–۱۲۳۱م)، معروف به بهاء ولد، سلطان‌العلما، عارف، واعظ، از مشایخ تصوف و پدر مولانا جلال‌الدین بلخی است. بهاءالدین تا مدت‌ها فقط پدر جلال‌الدین بلخی شناخته می‌شد. اخبار مربوط به او از طریق ولدنامه یا ابتدانامهٔ سلطان ولد، رسالهٔ سپهسالار به قلم فریدون بن احمد سپهسال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.