پرش به محتوای اصلی
بهاء ولد بهاء ولد

جزو اول

فصل ۷۶

مؤذن از برون بانگ می‌گوید، ما از اندرون بانگ می‌گوییم مرعشقِ جمله حیوانات را و مزه‌ی ایشان را و همه شهوت‌ها و خوشی‌ها را، از شهوات آدمیان و پریان و دیوان، و پاکی‌های ملائکه و راحت‌های ایشان و جمال حورا و عینا. و می‌بینم که هر ازاین جزو من قابل است مر این مزه‌ها را از اللّه، از آن که هر جزو من از این مزه‌ها افزون‌تر می‌بیند در اللّه لا الی نهایه در عین این زمان، و این مزه‌ها را از اللّه می‌یابد و خوش می‌شود، و آن دگرها را نیز چشم می‌دارد.

اگر نه هر جزو من عاقل و دریابنده استی، چرا به وقت قضای شهوت همه اجزای من خوش می‌شود؟ و یا به وقتِ نظر به جمالی چرا راحتی می‌یابد؟ و یا به وقت تفکّر و غمی، چرا همه پژمرده می‌شوند؟

اکنون ای ذرّه‌های غم‌ها و سوداها! همه فربه از اللّه‌اید، و ای اجزای من! همه عاشق زاراللّه‌اید و از عشق اللّه همه فرمان‌بردارید به طوع و رغبت، بی‌هیچ تدبیری لا الی نهایه. اگر اجزای همه عالم از آسمان و زمین بدین روش‌اند در معرفت اللّه از روی تسخیر که جزو ادراک من است، خود من راه راست گرفته‌ام تا به خوشی‌ها رسم، و راه من دارم. و اگر اجزای عالم بر این شکل نیست، می‌باید دانست که هر جزو عالم را اللّه عالمی داده است که به یکدیگر تعلّق ندارد. و من تنهاگانه عالمی گرفته‌ام و خوش می‌گذرانم و این عالم را خوش‌تر از عالم ظاهر می‌بینم. آخر این که چندین کسان رغبت می‌کنند به حالت من و مرا رغبتی نیست به حالتِ ایشان، معلوم می‌شود که اللّه مرا عالمی خوشتر از عالم ایشان داده است

و اللّه اعلم.

ادامه‌ی جزو اول

  1. فصل ۷۸«إنّ اَکیَسَکُم اَکثرکم لِلموت ذِکرا»
  2. فصل ۷۹قال النّبیّ علیه السّلام: «مَن قَرَأ آیة الکرسیّ عقیب کلّ صلاة مکتوبة قبض اللّه روحه بنفسه»
  3. فصل ۸۰«إِنَّ فیِ خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأْرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّیْلِ وَ النَّهارِ لآَ یاتٍ لأِولیِ الأْلْبابِ »
  4. فصل ۸۱«وَ لَقَدْ أَضَلَّ مِنْکُمْ جِبِلا کَثِیراً»
  5. فصل ۸۲«خَلَقَ الإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ کَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الجْانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ»
  6. فصل ۸۳«لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ»
  7. فصل ۸۴گفتم این خاک در میان شیشه‌ی این فلک است، اگرچه صورتِ مشوّش دارد امّا سِرِّ دلِ فلک است، و همچون مُشک است در حُقّه، از آنکه باطنش با صورتش به جنگ است، و با صورتِ تیره صورت نور دارد و با پوشیدگی تربیه دارد، و هرکه طبع را خلاف کند منزلتش اینچنین آمد، لاجرم م
  8. فصل ۸۵«أَلمَ نجَعَلِ الأْرْضَ کِفاتاً. أَحْیاءً وَ أَمْواتاً »
همه‌ی جزو اول ←

بهاء ولد درباره‌ی بهاء ولد

بهاءُالدّین وَلَد، محمد بن حسین خطیبی بکری (۵۴۳–۶۲۸ق/۱۱۴۸–۱۲۳۱م)، معروف به بهاء ولد، سلطان‌العلما، عارف، واعظ، از مشایخ تصوف و پدر مولانا جلال‌الدین بلخی است. بهاءالدین تا مدت‌ها فقط پدر جلال‌الدین بلخی شناخته می‌شد. اخبار مربوط به او از طریق ولدنامه یا ابتدانامهٔ سلطان ولد، رسالهٔ سپهسالار به قلم فریدون بن احمد سپهسال...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.