پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی

آذر بیگدلی

رباعیات

۱۸۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ ای خواجه، چه میگریزی از من مه و سال؟!
  2. شمارهٔ ۱۲۲ آن چارده ساله ماه، کز غنج و دلال
  3. شمارهٔ ۱۲۳ ای شوخ! فراق تو کشیدن مشکل
  4. شمارهٔ ۱۲۴ عید است، مگردان صنما روی ز گل
  5. شمارهٔ ۱۲۵ ز آن شب که رخت دیده، گلت چیدستم
  6. شمارهٔ ۱۲۶ بس شب بلب آه سینه سوز آوردم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ دلدار ز جور کام مشکل دهدم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ در گلشن روزگار میگردیدم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ گر در باغم، ز باغبان ناز کشم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ ای محرم خلوت ومه انجمنم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ در کوی تو، دلباخته ها می بینم
  12. شمارهٔ ۱۳۲ چون رخت ازین سرای شش گوشه بریم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ چون گشت بخیر عاقبت کار نعیم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ وقت است ز باغ نکهت گل شنویم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ - ماده تاریخ (۱۱۸۶ه.ق) چون صدر جهان ازین جهان شاد چنان
  16. شمارهٔ ۱۳۶ چند ای ظالم! بهر فریب دگران
  17. شمارهٔ ۱۳۷ آن دوست که دشمن است با دوست همان
  18. شمارهٔ ۱۳۸ جمشیدی و جام تو شکستن نتوان!
  19. شمارهٔ ۱۳۹ ای در هوس روی تو، روشن رایان!
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ای دوست! چراغ مهر خاموش مکن
  21. شمارهٔ ۱۴۱ خوش آنکه بگوش تو رسد یا رب من
  22. شمارهٔ ۱۴۲ ای آنکه سر کوی تو شد منزل من
  23. شمارهٔ ۱۴۳ ای سوخته از هزار فرسخ دل من!
  24. شمارهٔ ۱۴۴ دل خواست ز خلق و خون شد از غم دل من
  25. شمارهٔ ۱۴۵ آن کس که براز عشق شد محرم من
  26. شمارهٔ ۱۴۶ دی دست نگارین بت سیمین تن من
  27. شمارهٔ ۱۴۷ این طاس مصفی که بود آینه گون
  28. شمارهٔ ۱۴۸ آه از حسنین، کز جهان شیون و شین
  29. شمارهٔ ۱۴۹ در دل آهم شعله فروز است ببین!
  30. شمارهٔ ۱۵۰ بشکافته دوست بر تنم پوست ببین!
  31. شمارهٔ ۱۵۱ آن زلف، که صید مرغ دل کرده ز چین
  32. شمارهٔ ۱۵۲ شاها!تا کی پیاده ماند فرزین؟!
  33. شمارهٔ ۱۵۳ شد زلزله یی، که نیست شد هست زمین
  34. شمارهٔ ۱۵۴ یا رب! یکی از عباد زورآور تو
  35. شمارهٔ ۱۵۵ ای من ز جفا جسته جدایی از تو
  36. شمارهٔ ۱۵۶ از کین چکند تا بدل ما دل تو؟!
  37. شمارهٔ ۱۵۷ گفتم: بدلی نکرده یاری دل تو
  38. شمارهٔ ۱۵۸ جز در دل من گذر ندارد غم تو
  39. شمارهٔ ۱۵۹ صحبت چه شود گرم میان من و تو
  40. شمارهٔ ۱۶۰ گفتم: یار است پای من در گل از او!
  41. شمارهٔ ۱۶۱ سویم بفرست گاه پیغامی و گاه
  42. شمارهٔ ۱۶۲ جار جنبم گر ندهد جاریه به
  43. شمارهٔ ۱۶۳ ای کشته ی امروز تو، فردا زنده؛
  44. شمارهٔ ۱۶۴ ای باخته نرد دلبری با زهره
  45. شمارهٔ ۱۶۵ نه روی گله دارم و نه رای گله
  46. شمارهٔ ۱۶۶ امروز چو گل شکفته باشیم همه
  47. شمارهٔ ۱۶۷ آن شوخ کزو دور شبی خفتم،نه
  48. شمارهٔ ۱۶۸ عید است چه مانده ای صباحی بسرای؟!
  49. شمارهٔ ۱۶۹ لرزان من و خواجه دوش از سردی دی
  50. شمارهٔ ۱۷۰ از دور فلک که باخت لعب عجبی
  51. شمارهٔ ۱۷۱ قاصد!دلم از حرف وفا خوش کردی
  52. شمارهٔ ۱۷۲ گفتی: ز رخم چرا نظر پوشیدی؟!
  53. شمارهٔ ۱۷۳ دوشم دل برد، شاهد بازاری
  54. شمارهٔ ۱۷۴ رویی که کله ز مه رباید داری!
  55. شمارهٔ ۱۷۵ دارم ز فراق ماه مهر افروزی
  56. شمارهٔ ۱۷۶ من مفلسم و، تو کیمییا ای ساقی!
  57. شمارهٔ ۱۷۷ وقت است ز هر سو شکفد روی گلی
  58. شمارهٔ ۱۷۸ ز آن پیش که، شمع مهرش افروختمی
  59. شمارهٔ ۱۷۹ خوش آنکه چو یاد از اسیریم کنی
  60. شمارهٔ ۱۸۰ آذر! که چو من مانده جدا از وطنی!

متن اشعار به نقل از گنجور.