پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

رباعیات

شمارهٔ ۱۵۳

شد زلزله یی، که نیست شد هست زمین

بس سرو روان که گشت پابست زمین

مردم بفغان آمده از دور سپهر

من خاک بسر میکنم از دست زمین

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۵۵ای من ز جفا جسته جدایی از تو
  2. شمارهٔ ۱۵۶از کین چکند تا بدل ما دل تو؟!
  3. شمارهٔ ۱۵۷گفتم: بدلی نکرده یاری دل تو
  4. شمارهٔ ۱۵۸جز در دل من گذر ندارد غم تو
  5. شمارهٔ ۱۵۹صحبت چه شود گرم میان من و تو
  6. شمارهٔ ۱۶۰گفتم: یار است پای من در گل از او!
  7. شمارهٔ ۱۶۱سویم بفرست گاه پیغامی و گاه
  8. شمارهٔ ۱۶۲جار جنبم گر ندهد جاریه به
همه‌ی رباعیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.