پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی

آذر بیگدلی

رباعیات

۱۸۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ تا دیدمت ای شمع شب افروز، مرا
  2. شمارهٔ ۲ آن مرغ، که ناله همنفس بود او را
  3. شمارهٔ ۳ طوفان، سرو سر کرده ی اصحاب وفا
  4. شمارهٔ ۴ امروز چو عارت آید از صحبت ما
  5. شمارهٔ ۵ ای اهل وطن! آرزوی روی شما
  6. شمارهٔ ۶ در صبحدمی که کردمی نافله ها
  7. شمارهٔ ۷ از تو، دل غم کشیده دارد گله ها
  8. شمارهٔ ۸ دور از تو شبی در اثر زاری‌ها
  9. شمارهٔ ۹ بگداخت تنم ز آتش تب امشب
  10. شمارهٔ ۱۰ مرغ دل من، که بود دست آموزت؛
  11. شمارهٔ ۱۱ گر جز تو کسی دل مرا برد رواست
  12. شمارهٔ ۱۲ باد سحری، ز مرغزاری برخاست؛
  13. شمارهٔ ۱۳ ای اهل هوس، عشق شماری دگر است
  14. شمارهٔ ۱۴ ما را شب هجر، سینه سوداخیز است
  15. شمارهٔ ۱۵ از هجر، مرا هم مژه گوهر پوش است
  16. شمارهٔ ۱۶ حالم ز غم هجر، چه ناخوش حال است
  17. شمارهٔ ۱۷ کوی تو، که رشک گلستان ارم است
  18. شمارهٔ ۱۸ از گل بسته است دسته، کاین روی من است!
  19. شمارهٔ ۱۹ گل بر سر هم ریخته، کاین روی من است!
  20. شمارهٔ ۲۰ امشب که مرا بر آستانت راه است
  21. شمارهٔ ۲۱ این باغ، سر کروی نگاری بوده است؛
  22. شمارهٔ ۲۲ هادی که ازو زمانه را آبادی است
  23. شمارهٔ ۲۳ ز آن عهد که بستیم بهم ای بت مست
  24. شمارهٔ ۲۴ تو میروی و نگاه من از پی تست
  25. شمارهٔ ۲۵ پیکی آورد پوستینی از دوست
  26. شمارهٔ ۲۶ ای دوست! که از دوستیت با دل خوست
  27. شمارهٔ ۲۷ خالی، که چو داغ لاله در سینه ی اوست
  28. شمارهٔ ۲۸ برخاسته این شاخ انار، از گل کیست؟!
  29. شمارهٔ ۲۹ ساقی! می از آب زندگانی کم نیست!
  30. شمارهٔ ۳۰ از سعی تو، دل بسته ی زنجیر تو نیست
  31. شمارهٔ ۳۱ چون تیر قلم گرفت و دفتر برداشت
  32. شمارهٔ ۳۲ حاجی زجاجی که ز دین ساز نداشت
  33. شمارهٔ ۳۳ آذر که مدام شکوه از خوی تو داشت
  34. شمارهٔ ۳۴ هر بار که سرگردان ز من یار گذشت
  35. شمارهٔ ۳۵ چون دید جداییش مرا خواهد کشت
  36. شمارهٔ ۳۶ چشمم، که نه ز آن بزم خواهد خفت
  37. شمارهٔ ۳۷ در جان، از داغ عشق، سوزم بگرفت
  38. شمارهٔ ۳۸ این دل، سر راهی بنگاری نگرفت
  39. شمارهٔ ۳۹ امشب، مهی از شهر بهامون میرفت
  40. شمارهٔ ۴۰ از عشق، سخن به بوالهوس نتوان گفت؛
  41. شمارهٔ ۴۱ قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت
  42. شمارهٔ ۴۲ ای خون دل پیر و جوان خورد دلت!
  43. شمارهٔ ۴۳ ای برده ز مهر تاب، ماه علمت
  44. شمارهٔ ۴۴ گر از تو نهان، کس آید اندر کویت
  45. شمارهٔ ۴۵ - ماده تاریخ (۱۱۷۶ ه.ق) در عهد کریم خان، شه ملک قباد
  46. شمارهٔ ۴۶ هجر تو نصیبم ای دل افروز مباد
  47. شمارهٔ ۴۷ در تن، نفسی جان غمین، بیتو مباد
  48. شمارهٔ ۴۸ ایزد، همه عمر کامرانیت دهاد
  49. شمارهٔ ۴۹ شاها بروادت بجهان داد زیاد
  50. شمارهٔ ۵۰ آن کس که بچرخ، نقش اختر بندد
  51. شمارهٔ ۵۱ دیدم گلکی بصد دهان میخندد
  52. شمارهٔ ۵۲ جان رفت و، دل از تو باز دردی دارد؛
  53. شمارهٔ ۵۳ امشب که ز وصلم به طرب می‌گذرد
  54. شمارهٔ ۵۴ در کوی بتان، گاه نفس میگیرد؛
  55. شمارهٔ ۵۵ وقت است بهار، باغ و راغ افروزد؛
  56. شمارهٔ ۵۶ از خواب سیه روز تو، چون شب خیزد؛
  57. شمارهٔ ۵۷ نایی ز نوا فتاده، تا نی برسد!
  58. شمارهٔ ۵۸ چون کار نظر بپاک بینی برسد
  59. شمارهٔ ۵۹ - ماده تاریخ (۱۱۷۵ ه.ق) صهبا، ز زکامش مژه چون پرنم شد؛
  60. شمارهٔ ۶۰ ترکی که مرا برده ی خود میداند

متن اشعار به نقل از گنجور.