پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

رباعیات

شمارهٔ ۳۹

امشب، مهی از شهر بهامون میرفت

کز رفتن او، ز چشمها خون میرفت

من در غم جان و، هر که را میدیدم

دل دل گویان، ز شهر بیرون میرفت

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۴۱قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت
  2. شمارهٔ ۴۲ای خون دل پیر و جوان خورد دلت!
  3. شمارهٔ ۴۳ای برده ز مهر تاب، ماه علمت
  4. شمارهٔ ۴۴گر از تو نهان، کس آید اندر کویت
  5. شمارهٔ ۴۵ - ماده تاریخ (۱۱۷۶ ه.ق)در عهد کریم خان، شه ملک قباد
  6. شمارهٔ ۴۶هجر تو نصیبم ای دل افروز مباد
  7. شمارهٔ ۴۷در تن، نفسی جان غمین، بیتو مباد
  8. شمارهٔ ۴۸ایزد، همه عمر کامرانیت دهاد
همه‌ی رباعیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.