پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی آذر بیگدلی

رباعیات

شمارهٔ ۳۶

چشمم، که نه ز آن بزم خواهد خفت

گفتم: شب وصل است و کنون خواهد خفت!

از شوق نخفت، تا شب هجر آمد؛

چون با تو نخفت، بیتو چون خواهد خفت؟!

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۳۸این دل، سر راهی بنگاری نگرفت
  2. شمارهٔ ۳۹امشب، مهی از شهر بهامون میرفت
  3. شمارهٔ ۴۰از عشق، سخن به بوالهوس نتوان گفت؛
  4. شمارهٔ ۴۱قاصد که ازو به من خبر هیچ نگفت
  5. شمارهٔ ۴۲ای خون دل پیر و جوان خورد دلت!
  6. شمارهٔ ۴۳ای برده ز مهر تاب، ماه علمت
  7. شمارهٔ ۴۴گر از تو نهان، کس آید اندر کویت
  8. شمارهٔ ۴۵ - ماده تاریخ (۱۱۷۶ ه.ق)در عهد کریم خان، شه ملک قباد
همه‌ی رباعیات ←

آذر بیگدلی درباره‌ی آذر بیگدلی

حاج لطفعلی بیگ شاملو (زادهٔ ۱۱۳۴ هجری قمری در اصفهان - درگذشتهٔ ۱۱۹۵ هجری قمری در قم) متخلص به «آذر» و معروف به «آذر بِیگدلی»شاعر و صاحب تذکرهٔ آتشکدهٔ آذر در شرح حال شعرا است که آن را در طی ۳۰ سال به نام کریم خان زند گردآوری و تألیف کرده‌است. وی در ایّام کودکی او به سبب بروز فتنهٔ محمود افغان خانواده‌اش به ناچار از ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.