پرش به محتوای اصلی
آذر بیگدلی

آذر بیگدلی

رباعیات

۱۸۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ ای کاسلامت، بکافریها ماند؛
  2. شمارهٔ ۶۲ هاروت، بجزع چشم بندت ماند!
  3. شمارهٔ ۶۳ عقلی که، حذر کنم ز خوی تو نماند!
  4. شمارهٔ ۶۴ گفتی: ز کسیت کینه در سینه نماند
  5. شمارهٔ ۶۵ ای دوست، اسیران تو یک یک رفتند؛
  6. شمارهٔ ۶۶ ایشان که قرار سینه ریشان بردند
  7. شمارهٔ ۶۷ رفت آن کاغیار دشمن بودند
  8. شمارهٔ ۶۸ در عشق تو، آنان که به،هم نفسند
  9. شمارهٔ ۶۹ خود را گیرم که آشنا با تو کند؟!
  10. شمارهٔ ۷۰ یاران که، ز دلتنگی من، تنگ دلند؛
  11. شمارهٔ ۷۱ تو شاه و شهانت ز هواخواهانند
  12. شمارهٔ ۷۲ دونان، اگرت دونان بدریوزه دهند؛
  13. شمارهٔ ۷۳ از کوزه شکسته یی گرت بوزه دهند
  14. شمارهٔ ۷۴ غارتگر جان، ز چشم من برد دو رود؛
  15. شمارهٔ ۷۵ ای بیخبر از خدا، گر آیی، چه شود؟!
  16. شمارهٔ ۷۶ وقت است که گل قدم سوی باغ نهد
  17. شمارهٔ ۷۷ از کوی تو چون باد صبا می‌آید
  18. شمارهٔ ۷۸ پیکی که ز کوی یار ما می‌آید
  19. شمارهٔ ۷۹ ای فوج طبیب را بدوزخ قائد
  20. شمارهٔ ۸۰ زآن کوی، جواب نامه ی ما ناید
  21. شمارهٔ ۸۱ برف آمده و بیخته کافور به بید
  22. شمارهٔ ۸۲ تا در غم جانان، به لبم جان نرسید؛
  23. شمارهٔ ۸۳ دردی که به پای جبهه‌سای تو رسید
  24. شمارهٔ ۸۴ سلخ شعبان، میم بدریوزه رسید
  25. شمارهٔ ۸۵ با گل میگفت بلبلی زار و نزار
  26. شمارهٔ ۸۶ میخانه، ز کارگاه مانی خوشتر
  27. شمارهٔ ۸۷ پیمانه ی ما پر از شراب اولیتر
  28. شمارهٔ ۸۸ ای رفته سوی خلد، ز دامان پدر
  29. شمارهٔ ۸۹ ز آزردن جان خسته جانی بگذر
  30. شمارهٔ ۹۰ امشب دارم بجان ز تن سوز دگر
  31. شمارهٔ ۹۱ این پرده که نقش چین خجل کرده نگر
  32. شمارهٔ ۹۲ آذر! دو جهان بدرگهش بنده نگر!
  33. شمارهٔ ۹۳ آذر! آن شوخ را در اندیشه نگر!
  34. شمارهٔ ۹۴ چل سال، براه عاشقی کردم سیر
  35. شمارهٔ ۹۵ ای جود تو از ابر برآورده نفیر
  36. شمارهٔ ۹۶ زآن د رچو روم، عاشق زاری کم گیر؛
  37. شمارهٔ ۹۷ از غالیه خاک این چمن بیخته گیر
  38. شمارهٔ ۹۸ شب بیتو چو باشم، سحرم ناید باز
  39. شمارهٔ ۹۹ هر مرغ که نامه ی من از تیهو و باز
  40. شمارهٔ ۱۰۰ در کنج خرابه بر حصیری دو سه گز
  41. شمارهٔ ۱۰۱ جویم هر روز شب، که کاهد این سوز
  42. شمارهٔ ۱۰۲ تا کی شب و روز و روز، شب از سر سوز
  43. شمارهٔ ۱۰۳ شبها دارم از آن مه مهر فروز
  44. شمارهٔ ۱۰۴ امشب ز مه رخت شبم مهر افروز
  45. شمارهٔ ۱۰۵ یاری که بود دردم ازوف درمان نیز
  46. شمارهٔ ۱۰۶ تن ز آتش غم، چو عود می بین و مپرس
  47. شمارهٔ ۱۰۷ خسرو، کآراست ملک چون روی عروس
  48. شمارهٔ ۱۰۸ جانم ز تو شد تباه، افسوس افسوس!
  49. شمارهٔ ۱۰۹ یا رب مپسند کعبه گردد ناووس
  50. شمارهٔ ۱۱۰ یاری کامروز نقد دل باختمش
  51. شمارهٔ ۱۱۱ یار آمد و، جان برایگان میدهمش
  52. شمارهٔ ۱۱۲ خوش آنکه ز وصل تو شبی بالم خوش
  53. شمارهٔ ۱۱۳ امشب مهم آمد، نه چنان فاش که دوش
  54. شمارهٔ ۱۱۴ نقشی زخطا نبسته کلک تو زخط
  55. شمارهٔ ۱۱۵ بوی گل خود میشنوم از گل باغ
  56. شمارهٔ ۱۱۶ شد ماه سخن نهفته آذر ز کلف
  57. شمارهٔ ۱۱۷ روز وصلت، شد آتش افروز فراق!
  58. شمارهٔ ۱۱۸ گفتم: گویم درد غم اندوز فراق
  59. شمارهٔ ۱۱۹ شادیم، مدام از غم دلکش عشق
  60. شمارهٔ ۱۲۰ ای بسته در صلح و گشاده در جنگ

متن اشعار به نقل از گنجور.