پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و سوم

بخش ۳ - الحكایة و التمثیل

بیدل دیوانهٔ در حال شد

پیش دکان یکی بقال شد

گفت بر دکان چرا داری نشست

گفت تا آید مرا سودی بدست

گفت چبود سود گفتا آنکه زود

گر یکی داری دو گردد اینت سود

گفت کورست آن دلت دو ماحضر

گر یکی گردد ترا سود این شمر

کار تو بر عکس این افتاد نیک

نیستت توحید در شرکی ولیک

چون دل و گل هر دو در حق گم شود

آنگهی مردم بحق مردم شود

ادامه‌ی بخش بیست و سوم

  1. بخش ۵ - الحكایة و التمثیلروستائیی بشهر مرو رفت
  2. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلپیش شیخی رفت مردی نامدار
  3. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبود ملاحی معمر کار دان
  4. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلدر میان دشمنان پیری کهن
  5. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلدیر میآمد یکی از آب باز
  6. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلکرد ازمکه عمر عزم سفر
  7. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلگفت رکن الدین اکافی مگر
  8. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلمرتضی را گفت مردی نامور
همه‌ی بخش بیست و سوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.