پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و سوم

بخش ۶ - الحكایة و التمثیل

پیش شیخی رفت مردی نامدار

از سر بی خویشئی بگریست زار

گفت سیرم از عبودیت همی

وز ربوبیت بمن نرسد دمی

مانده ام بی این و بی آن من مدام

چون کنم گفتا که سر می زن مدام

این سخن را گر محل آید پدید

از سر علم و عمل آید پدید

چشم باید داشت بر لوح ازل

چند دارم چشم بر علم و عمل

ادامه‌ی بخش بیست و سوم

  1. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلدر میان دشمنان پیری کهن
  2. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلدیر میآمد یکی از آب باز
  3. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلکرد ازمکه عمر عزم سفر
  4. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلگفت رکن الدین اکافی مگر
  5. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلمرتضی را گفت مردی نامور
  6. بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلسالخورده پیر زالی تنگدست
  7. بخش ۱۴ - الحكایة و التمثیلآن یکی پرسید از عباسه باز
  8. بخش ۱۵ - الحكایة و التمثیلمفتئی را دید آن پرهیزگار
همه‌ی بخش بیست و سوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.