پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش بیست و سوم

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل

نازنین میرفت و بس شوریده بود

گفتی از سرباز خوابی دیده بود

میگذشت او بر در مجلس گهی

این سخن گفت آن مذکر آنگهی

این گل آدم خدا از سرنوشت

چل صباح از دست قدرت میسرشت

بعد از آن گفتا دل مؤمن مدام

هست در انگشت حق کرده مقام

نازنین چون این سخن بشنود ازو

زاتش جانش برآمد دود ازو

گفت بیچاره چه سازد آدمی

یا دلست او یا گلست او از زمی

چون دل و چون گل بدست اوست بس

پس بدست ما چه باشد جز هوس

من دلی دارم ز عالم یا گلی

هر دو او راست اینت مشکل مشکلی

از دل و گل در جهان من برچه ام

اوست جمله در میان من برچه ام

هیچ هستم من ندانم یا نیم

چون همه اوست آخر اینجا من کیم

ادامه‌ی بخش بیست و سوم

  1. بخش ۶ - الحكایة و التمثیلپیش شیخی رفت مردی نامدار
  2. بخش ۷ - الحكایة و التمثیلبود ملاحی معمر کار دان
  3. بخش ۸ - الحكایة و التمثیلدر میان دشمنان پیری کهن
  4. بخش ۹ - الحكایة و التمثیلدیر میآمد یکی از آب باز
  5. بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیلکرد ازمکه عمر عزم سفر
  6. بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیلگفت رکن الدین اکافی مگر
  7. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلمرتضی را گفت مردی نامور
  8. بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلسالخورده پیر زالی تنگدست
همه‌ی بخش بیست و سوم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.